مئهران باها رلی، "تورکجه یه یئنی کلمه قازاندیرما یوللاری" عنوانلی نوتدا "خالقین دیلیندن اوزاقلاشماما لییق" دوشونجه سینی یالنیش بیله ره ک ، یازیر بو گونکو "خالقین دیلی" ایران دﺅولتی الی ایله یارادیلماقدا اولان ،فارسجانین بیچن دیلی آزری دیلیدیر نه تورکجه. بو اوزدن فارسجا کلمه لرین تورکجه یه آخینی ( هوجوم) دوروتماق اوچون بیز بو ﺳﺅزوجوکلری آریتلاناراق،دیلیمیزدن آتمالی و یئرلرینه اویقون تورکجه قارشیلیقلار(معادل لر) بولونمالییق.مئهران باهارلی جینابلاری یئنی ﺳﺅز و کلمه ﭠﺆره تمه (ایجاد) سوره جیینی(روندی) باشلاییب و بیرسیرا کلمه لری یئنی قاوراملارلا(مفهوم لار لا) یازی سیندا گتیریب. من باهارلی جینابلاردان حیمایت ائدره ک یاشاسین دیلیم دییه بیر پارا نوتدا اولان ﺳﺆزوکلری آشاغیدا اوخوجولاریما گتیرمیشم. اییر بو یازی یاخجی قارشیلاشسا ، آییری و آییری پست لاردا بو یازینی داوام وئره جه یم.
آچی iça : زاویه اونایلاماق onaylamaq:تصدیق کردن
آراج arac:ابزار اویسا oysa : درحالیکه
آراجیلیق araciliq :واسطه گری اویقارلیق uyqarliq :مدنیت
آشاما : aşamaمرحله اویوم uyum:هماهنگی
آلان alan:عرصه ایته کله مک İtəkləmək :مجبور کردن
آلینتی alinti :اقتباس ایدی İdi :هیچ
آیرینتیلی ayrintili: مفصل ایشله ک İşlək :رایج
ائتمه ن etmən :عامل اﺅزگون Özgün :اصیل
ائلیک elik:استیلا اﺅز ه رک Özərk:خود مختار
ائییتیم eyitim: پرورش اﺅزه نمک Özənmək:هوس کردن
ارکله ت ərklət:دولت اﺅلچوت Ölçüt :معیار
ارکین ərkin: آزاد اﺅنجه لیک Öncəlik:ارجحیت
اک ək :علاوه بئلین belin:خطر
اکله مه لی : əkləməliالتصاقی باسین basin:مطبوعات
اوچرا uçra :زیرا،چونکه باغیلسیزbağilsiz:مستقل
اور ur:شهر بایلاشدیرماقbaylaşdirmaq : غنی کردن
اورکه ن Ürkən:همیشه بایینماق bayinmaq:ثروتمند شدن
اوزمان uzman:متخصص بتیکbətik :متن
اوزلوق uzluq: هنر بلیرله ییجیbəlirləyici :تعیین کننده
اولاسی olasi:محتمل بودونbudun :خلق
اولاناق blanaq:امکان بودونجbudunc :جمهوریت
اولاناقلی olanaqli:ممکن بویورقانلیق buyurqanliq :استبداد
اولوشماق oluşmaq:متشکل شدن،پدیدار شدن بﺆلگه سه ل bölgəsəl:منطقه ای
اولومسوزolumsuz:منفی پیتیکpitik:کیتاب
اولوملو olumlu:مثبت تابلاماقtablamaq:قبول کردن
اوموق umuq:حمایت،پشتیبانی تارتیشماقtartişmaq :بحث کردن
خوش رهایی،خوشا اگر نه رها زیستن ،مردن به رهایی.
تا هیمن چند ساعت پیش منم فکر میکردم این کار سایتهای خبری که همه چیز را زیر زره بین میببرند.تا این که عکس شخصی را که چند سال پیش دیده بودم را دیدم اولش نشناختم.اسمش برام اشنا اومد چه طور ممکن بود این اون باشه.باورم نمی شد! دو تا از دندانهای جلوی اش شکسته بود سر و صورت بر اثر ضربات پف کرده بودند. سایتها نوشتند که پای راستش شکسته و او قادر به حرکت نیست.همچنین بر اثر ضربات وارده بر سرش مدام حالت سر گیجه دارد که این نشان از احتمال ضربه های وارده بر مغز میباشد.خدای من! اینها اگربربریت نیست پس چیست؟؟؟
این فقط وضعیت جسمانی یکی از دستگیر شدگانی است که نیروهای دولتی مجبور به آزادسازی وی به دلیل وضع اسف ناکش بودند خدا می داند چه ها برسردیگران آمده است. واقعا گناه اینها چه میتواند باشد که مستحق این رفتارهای ددمنشانه میباشند؟خوب معلومه حتما پان تورکیست بودند و هستند و حتما هم وابسته به خارج ومستحب این جنایات و مرگ. این پاسخی است که برایش دیگر امایی نمی گذارند حالا به چه حکمی؟ خدا میداند.اما تا جایی که من میدانم همه آذربایجانیها در چارچوب قانون خواستارحقوق تضییع شده خود بودند و هستند اما وقتی مطالبات مدنی و انسانی آنها با زیر پا گذاشتن این مطالبات به صورت علنی و آشکارا پاسخ داده میشود واقعا چه انتظاری از مردم می توان داشت؟ آیا زیاد دور از انتظار است که روزی این سنگهای دستی تبدیل به سلاح شوند؟. چه خوب است چه خوب است که ما در سرزمینی هستیم که پای گذار گفتگوی تمدنهاست ، علی و عدالتش را میشناسد و فخر خداشناسی دارد وگرنه معلوم نبود چه ها برسرمان می آمد.
اتک یازی:
فشار بر فعالین دانشجوئی آذربایجان با تعطیل شدن دانشگاههای کشور گسترش بیشتری یافته و طی روزها و هفته های گذشته بیش از ده فعال دانشجوئی آذربایجان در دانشگاههای تبریز، زنجان و رشت دستگیر شده و تحت بازجوئی و شکنجه در بازداشتگاهها و سلولهای انفرادی ارگانهای امنیتی کشور قرار دارند. یک سری به سایتهای خبری بزنید.
پریشانام-پریشان
یوخ حالیمی سوروشان
هانی من تک دونیادا
دردی درده قاریشان(1)
این توصیفی ازحال و هوای مرد قصه ماست.
اون انتظار داره که مادرش به دادش برسه اما:
آنا باخ، آناما
آنام باخمیر یاراما
اوزوم مرحم دوزلدیم
اوزوم قویدوم یاراما(2)
این بود که تصمیم میگیره مثل همه پسرهای این دوره زمونه خودش یارش رو پیدا کنه.یکروز که داشت از کوچه رد میشد که دختر همسایه رو میبینه فرصت رو از دست نمی ده وزودی عاشق میشه:
شافتالیام،کالام من
دیلیم یوخدی لالام من
قونشودا بیر قیز سئودیم
پولوم یوخدی آلام من(3)
درسته معشوق ما پول نداره اما عشق که این چیزا رو نمی فهمه:
عزیزیم هارا گئدیم
بیلمیره م هارا گئدیم
سن منی عشقه سالدین
بلبلم هارا گئدیم؟(4)
اون نمی تونه از یار دست بکشه :
داغلاری گزن اولسون
داشلاری دوزه ن اولسون
من سندن ال اوزمه دیم
الیمی اوزه ن اولسون.(5)
در پی همین دلداده گی ها برای یارش هدیه ای میفرسته و فکر میکنه این جنبه معنوی هدیه است که مهمه اما یارش هدیه شو نمی پسنده و پیام میفرسته:
گئجه نین آیینا باخ
اولدوزون سایینا باخ
یار یولودا جان قویدوم
وئردیگینی پایینا باخ.(6)
این پیام به مرده بر می خوره عصبی میشه و قات میزنه:
بو داغدان آشماق اولماز
نارنجی باشماق اولماز
کوسدورموشم،کوسموشم
داها باریشماق اولماز.(7)
و بعد متوجه میشه که این عشق سرانجامی نداره:
بارماغیم بئشدی منیم
دورانیم کئشدی منیم
جفا چکدیم،جان قویدوم
آخریم هئشدی منیم(8)
و مثل همه عاشق هایی که شکست عشقی دارند شروع میکنه به نفرین یار:
الین حنا توتماسین
باتسین قانا توتماسین
منسیز ائوتیکن یئرده
ائوین بنا توتماسین.(9)
یکی از روزا مرد قصه مامثل قصه های پریان بایه عارفی آشنا میشه و اون از حرفهای فرازمینی بهش میگه:
صراف کیمی سوزی سئچ
پیسه محل قویما هئچ
سایانا حرمت ائله
سایمیانی سایما هئچ.(10)
مرده درگرگون میشه و عشقشو فراموش میکنه ومیره دنبال یه عشق دیگه.این بود قصه من.
◄ 10-1:چند وقت پیش کتاب "آدلیم بایاتیلار"را میخوندم .به نظرم خیلی جالب اومد.این نوشته فقط بهانه ای بود تا قسمتهایی از اون رو اینجا بیارم. تقدیمش میکنم به شلخته، شلخته کسی است که اولین جرقه وبلاگ نویس رو در من روشن کرد درسته که من تا حالا نتونستم اون جورکه باید و شاید برای وبلاگم وقت بذارم و حتماشلخته خان الان از تشویقشون پشیمونند اما اینجا تنها جایی بود که باعث می شد سنگینی سکوت زندگی ام رو حس نکنم از این بابت جناب شلخته ازتون ممنونم.و براتون بهترینها را آرزومندم.■